...به امید برگشتنش

من یه دخترم...نمیگم عاشق شدم ( شایدم شدم خودم نمیفهمم ) ولی یکی رو خیلی دوست دارم...خیلی زیاد که از دوریش دارم می سوزم...اسمش وحید..یکی که خودش دلش به یکی دیگه بند بوده..و حالا طرف مقابلش رفته..امام اون هنوز دلش پیشه اونه...فقط اونه که میتونه دلشو یه کم اروم کنه...اونی که شب و روز بهش فکر می کرده...اینو خودش دیشب بهم گفت... تمام تنم سوخت وقتی شنیدم... داستان من خیلی طولانیه..امید دارم که برگرده پیشم..دلم میگه برمیگرده.الان یه کم براش سخته...نمیدونم..خودم هم کلافه شدم...

سلام.

امروز 10 مهر.( هرچند که مهم نیست ).

روزا به کندی و سختی میگذرن...

با اینکه فقط همش شاید 48 ساعت از آخرین ثانیه هایی که کنار عزیزم بودم میگذره..اما انگار 100 سال گذشته...

چقدر دوریش برام سخته.دیوونه کنندست.

وحید من میخواست بره...نمیخواست پیش من باشه.نمیخواست...

آخ که تمام وجودم آتیش میگیره وقتی یادم مییاد...که منو...با اون همه عشقی که بهش داشتم...گفت باید بری.نمیشه پیشت بمونم...هرچند دوستت دارم.

از اون روز تا حالا اینقدر بیتابی کردم که دیگه نایی واسه داد زدن ندارم.دیگه دلم نمیتونه داد بزنه...

فقط میسوزه...میسوزه و میسوزه...

میسوزه اما دیگه صداش در نمییاد.

چیکار کنم؟

مگه کاری از دستم بر مییاد؟

آخ خدا...

وقتی نگاه آخرش رو یادم مییاد...آتیش به جونم میوفته.

وقتی خدافظی کردم.دیگه پشت سرم رو نگاه نکردم...تا نکنه از این دیوونه تر شم.

فقط اشک ریختم و رفتم...

آخرین اس ام اسی که برام فرستاد 2 ساعت بعد از رفتنم بود...نوشته بود :

فراموش نکن که دوستت دارم.

منم با همون حال زار و خرابم گفتم...من هیچ چیزو در مورد تو فراموش نمیکنم.دوستت دارم،تا ابد...

آخ..آخ.آخ....خدا...

وحیدم...رفت.

چیکار کنم خدااااااااااااااااااااااااااااااااا...

خدااااااااااااااااااااااااااااا...خداااااااا...

بگو خودمو به چه درو دیواری بزنم؟

نمیدونم چرا این روزا همش پشت سر هم خبردار میشم که اطرافیانم یکی یکی دارن میرن سر خونه و زندگی خودشون...دیروز تا حالا 5 نفر رو خبر دار شدم که دارن ازدواج میکنن...

این بیشتر آتیشم میزنه...

دست خودم نیست...

از حسودی نیست بخدا...دلم میگیره...پیش خودم میگم اینا میرن سر خونه ی خودشون...اونوقت من...من...من باید جدا شم؟؟؟!!!!

چرا؟

وحید من...

تا همیشه میخوامت و دوستت دارم...

فکر نکن حتی یه لحظه از خاطر من رفتی...

قولت یادت نره تاج سرم...که دلم به همون قول بنده...

همیشه منتظرم....

دوستت دارم.

هر چقدر من ناآرومم ، خدا کنه تو آروم باشی و آروم بخوابی...

شبت خوش عزیزم...

 

عشق

شنبه ۱۳۸٩/٧/۱٠ | ٩:٥۱ ‎ب.ظ | | نظر دلهای عاشق () |

www . night Skin . ir