...به امید برگشتنش

من یه دخترم...نمیگم عاشق شدم ( شایدم شدم خودم نمیفهمم ) ولی یکی رو خیلی دوست دارم...خیلی زیاد که از دوریش دارم می سوزم...اسمش وحید..یکی که خودش دلش به یکی دیگه بند بوده..و حالا طرف مقابلش رفته..امام اون هنوز دلش پیشه اونه...فقط اونه که میتونه دلشو یه کم اروم کنه...اونی که شب و روز بهش فکر می کرده...اینو خودش دیشب بهم گفت... تمام تنم سوخت وقتی شنیدم... داستان من خیلی طولانیه..امید دارم که برگرده پیشم..دلم میگه برمیگرده.الان یه کم براش سخته...نمیدونم..خودم هم کلافه شدم...

عشق،عکس عاشقانه،عاشق،دل،خداحافظ،عزیزم،خاطره،خاطرات

ای آسمان زیبا امشب دلم گرفته

از های و هوی دنیا امشب دلم گرفته

یک سینه غرق مستی دارد هوای باران

از این خراب رسوا امشب دلم گرفته

امشب خیال دارم تا صبح گریه کردن

شرمنده‌ام خدایا امشب دلم گرفته......

وحید من...

دلم برا دستات تنگ شده....

این روزا و شبا فقط به نگاهات و دستات فکر میکنم..

هر روز تمام لحظاتی که با هم داشتیم و مرور میکنم...

یعنی قولت یادت رفته؟

دیشب رفته بودم عروسیه پسر عموم...

خیلی خودم رو کنترل کردم تا عروسی تمام شد و برگشتیم خونه...

بعد از اینکه برگشتیم...دلم پوکید و دیگه نتونستم کنترل کنم خودمو...

زدم زیر گریه...

نگو گریه نکن...نگو..

نگو وحید که این اشکا به خاطر دوریه تو ریخته میشه...هر چند هم تو اهمیت نمیدی بهشون...

دلم برات تنگ شده وحید....

دلم برا لحظهای کنار هم بودن تنگ شده..

دلم برا موقعی که تو آروم دستای منو میگرفتی تو دستات تنگ شده...

دلم تنگ شده وحید...

دلم تنگ شده...

شنبه ۱۳۸٩/۸/۱ | ٩:۱٠ ‎ب.ظ | | نظر دلهای عاشق () |

           روز تولدت شد و نیستم اما کنار تو        

        
کاشکی می شد که جونمو هدیه بدم برای تو        

        
درسته ما نمیتونیم این روز و پیش هم باشیم        

        
بیا بهش تو رویامون رنگ حقیقت بپاشیم        

         
میخوام برات تو رویاهام جشن تولد بگیرم       

        
از لحظه لحظه های جشن تو خیالم عکس بگیرم       

         
من باشم و تو باشی و فرشته های آسمون       

        
چراغونی جشنمون، ستاره های کهکشون       

         
به جای شمع میخوام برات غمهات و آتیش بزنم       

        
هر چی غم و غصه داری یک شبه آتیش بزنم       

         
تو غمهات و فوت بکنی منم ستاره بیارم       

        
اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بکارم       

         
کهکشونو ستاره هاش دریا و موج و ماهیاش        

        
بیابونا و برکه هاش بارون و قطره قطره هاش       

         
با هفت تا آسمون پر از گلای یاس ومیخک        

        
بال فرشته ها و عشق و اشتیاق و پولک        

        
عاشقتو یه قلب بی قرار و کوچک       

فقط می خوان بهت بگن

تولدت مبارک


دوشنبه ۱۳۸٩/٦/٢٢ | ۳:٢۳ ‎ب.ظ | | نظر دلهای عاشق () |


آخر یه روز دق میکنم فقط به خاطر تو
دنیا رو عاشق میکنم فقط به خاطر تو
شب به بیابون می زنم فقط به خاطر تو
رو دست مجنون می زنم فقط به خاطر تو
تو نمی خوای بیای پیشم فقط به خاطر من
من ولی سرزنش می شم فقط به خاطر تو
عشق تو پنهون میکنی فقط به خاطر من
من دلم و خون می کنم فقط به خاطر تو
از دور تماشا میکنی فقط به خاطر من
من دل و رسوا میکنم فقط به خاطر تو
از خوبیات کم میکنی فقط به خاطر من
رشته رو محکم می کنم فقط به خاطر تو
تو خودت رو گم میکنی فقط به خاطر من
من خودم رو گم میکنم فقط به خاطر تو
شعله رو خاموش میکنی فقط به خاطر من
شب رو فراموش میکنم فقط به خاطر تو
تو خنده هات غم میزنی فقط به خاطر من
دنیا رو بر هم میزنم فقط به خاطر تو
یه روز می شم بی آبرو فقط به خاطر تو
قربونی یه جست و جو فقط به خاطر تو
تو ام یه روز می ری سفر فقط به خاطر من
خیره می شن چشام به در فقط به خاطر تو
به من تو میگی دیوونه فقط به خاطر من
جملت به یادم می مونه فقط به خاطر تو
تو من و بیرون میکنی فقط به خاطر من
قلبم رو ویرون میکنم فقط به خاطر تو
میگی از سنگ دلت فقط به خاطر من
یه عمره که تنگه دلم فقط به خاطر تو
تو گفتی عاشقی بسه فقط به خاطر من
دنیا واسم یه قفسه فقط به خاطر تو
می ری سراغ زندگیت فقط به خاطر من
من می سوزم تو تشنگیت فقط به خاطر تو
تو میگی عشق یه عادته فقط به خاطر من
دلم پر شکایته فقط به خاطر تو
میگیری از من فاصله فقط به خاطر من
دست میکشن از هر گله فقط به خاطر تو
تومیگی از اینجا برو فقط به خاطر من
رفتم به احترام تو فقط به خاطر تو
رد میشی از مقابلم فقط به خاطر من
مونده سر قرار دلم فقط به خاطر تو
ناز میکنی برای من قفط به خاطر من
من میشینم به پای تو فقط به خاطر تو
نیستی کنار پنجره فقط به خاطر من
دل نمی تونه بگذره فقط به خاطر تو
تو من رو یادت نمیاد فقط به خاطر من
دلم کسی رو نمی خواد فقط به خاطر تو
می گذری از گذشته ها فقط به خاطر من
می رم توی نوشته ها فقط به خاطر تو
تو منو تنها می ذاری فقط به خاطر من
من خودم رو جا میذارم فقط به خاطر تو
دل رو گذاشتی بی جواب فقط به خاطر من
یه عمر میکشم عذاب فقط به خاطر تو
دلت شکسته می دونم فقط به خاطر من
منم یه خسته می دونی فقط به خاطر تو
آخر ازم جدا شدی فقط به خاطر من
من مشغول دعا شدم فقط به خاطر تو

چهارشنبه ۱۳۸٩/٦/۱٧ | ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ | | نظر دلهای عاشق () |

  بعد خنده

بعد خنده های با تو

گریه از چشام نمی ره

حالا که نیستی کنارم

گریه جونمو می گیره

 

یا دمه لحظه اول

وقتی چشمم بتو افتاد

انگار ی که برق عالم

تنم و یهو تکون داد

 

نبض دنیا توی دستت

جونم وهم روش می زارم

اگه خورشید و نمی خوای

ماه و واسه تو می آرم

 

وقتی خندیدی بهشتو

توی خنده تو دید م

راهشو بلد نبود م

اما با جونم خریدم

 

حالا بغضم شده هق هق

دنیامم تیره و تاره

من نشستم توی جاده

که خدا تورو بیاره

                                                " رامین صابری "

 

دوشنبه ۱۳۸٩/٦/۸ | ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ | | نظر دلهای عاشق () |

بخواب آرام ای عشقم که من بیدار بیدارم


فراقت تا سحر هر دم کند بیمار بیمارم


بخواب آرامِ جانِ من کنارت بودم و هستم


بخواب آرام من امشب چو هر شب سخت هوشیارم


تمام هستی ام خوابی ، برایت شعر می گویم


بخواب آرام تا فردا که من مشتاق دیدارم


میان سینه ام بغضی دل من گریه می خواهد


ز ترس بودن بی تو ، ز فکرش نیز بیزارم


دلم تنگ است می دانی که بی تو هیچ و تنهایم


نگر بر تلخی ام بی تو به این روز و شب تارم


چه میشد گر سحر میشد دلم بی تاب روی تو


نوازش کن مرا هر دم که من بی عشق بیمارم


به چشمانت قسم عشقم که بی عشق تو میمیرم


فدای پاکیت گردم گل زیبا و بی خارم


تمام آرزوی من ، بخواب آرام چون هستم


نوازش می کنم مویت بخواب آرام ، بیدارم

 

" ساسان مظهری "

شنبه ۱۳۸٩/٥/۳٠ | ۱٢:۳٧ ‎ق.ظ | | نظر دلهای عاشق () |

من یه کویرم                     تو نم نم بارون

من خشکی صحرام              تو شرشر ناودون

من یه باغچه خشک              تو یه باغ پر گل

من سکوت ماهی                 تو نغمه بلبل

منم اون شمعی که              تو غم تو میسوزه

توی اون بلبل عشقی            کز خوشی دل میخونه

منم اون شاخه گلی              کز غمت شده پرپر

تویی اون یاس خوشبو            کز عشق ندیده کمتر

منم اون باد گریزون                اواره دشت و بیابون

تویی اون ترنم عشق             به پاکی قطره بارون

وحید....

وحید من...

برگرد...

کنارم بمون...که من همیشه با تو بودنو خواستم و میخوام...

دوستت دارم عزیز من...

جمعه ۱۳۸٩/٥/٢٢ | ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ | | نظر دلهای عاشق () |

 

امشب به قصه ی دل من گوش می کنی

فردا مرا چو قصه فراموش می کنی

چون سنگ ها صدای مرا گوش می کنی

سنگی و ناشنیده فراموش می کنی

رگبار نو بهاری و خواب دریچه را

از ضربه های وسوسه مغشوش می کنی

دست مرا که ساقه ی سبز نوازش است

با بر گ های مرده هم آغوش می کنی

گمراه تر از روح شرابی و دیده را

در شعله می نشانی و مدهوش میکنی

ای ماهی طلایی مرداب خون من

خوش باد مستیت ، که مرا نوش میکنی

تو دره ی بنفش غروبی که روز را

بر سینه می فشاری و خاموش می کنی

در سایه ها ، فروغ تو بنشست و رنگ باخت

او را به سایه از چه سیه پوش می کنی؟

 

                "فروغ فرخزاد

جمعه ۱۳۸٩/٥/٢٢ | ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ | | نظر دلهای عاشق () |

من دیگه دیوونه نیستم/خوب خوبم نازنینم

دیگه رویایی ندارم/حتی خوابم نمی بینم

من دیگه دیوونه نیستم/یه کمی فقط شکستم

این روزا از بس که مردم یکم از زندگی خستم

من دیگه دیوونه نیستم/من دیگه دیوونه نیستم

دیگه فهمیدم که شادی هیچ زمانی ابدی نیست/تنهایی و غصه خوردن

خیلی هم حس بدی نیست/یاد گرفتم دیگه ماهو با تو اشتباه نگیرم

از رو عادته که گاهی گریه میکنم میمیرم

من دیگه دیوونه نیستم/من دیگه دیوونه نیستم

می دونی بدون چشمات یه کمی زندگی سخته

زیر بار بی پناهی طاقت خستگی سخته

خوبم اما گاهی وقتا یه جورایی بی قرارم توی این دنیا به هیچکی

دیگه هیچ حسی ندارم

من دیگه دیوونه نیستم/دیگه دستاتو نمی خوام

این روزا خیلی شبیه همه آدمای دنیام/آدمایی که یه عمره

گم شدن تو سایه ی غم

تنها دل خوشیم همینه که دیگه دیوونه نیستم

من دیگه دیوونه نیستم/من دیگه دیوونه نیستم

دوشنبه ۱۳۸٩/٥/۱۸ | ٧:٠٢ ‎ب.ظ | | نظر دلهای عاشق () |

www . night Skin . ir