همچنان همانم...

سلام..امروز 27 آذر 89...

من همچنان همانم...همونی که بودم...همون عاشقی که شاید خیلی ها عشقشو باور نکنن...

این مدت خیلی چیزا گذشته...

اول از هر چیزی...از همتون بابت نظرارتتون تشکر میکنم...چه خوب و چه بد...و از اون کسی که این نظر رو نوشته بود هم میخوام اینو بدونه..من عاشق وحیدم...هیچ وقت واسه خاطر این که خوردش کنم ننوشتم....مینویسم چون کسی نیست باهاش حرف بزنم...

نیت نوشتنم فقط عشق وحیده...همین...

و اینکه یه نظر جدید برام گذاشته بودی که تو نباید از کلمه باید استفاده کنی و به دوستات بگی باید نظر بدین...

میخوام بهتون بگم که اونهایی که از اول این وبلاگ کنارم بودن میدونن من چه جوریم...و فرق کلمه باید رو از باید تشخیص میدن...

در ضمن دوست عزیز..من توی دعوتم از اونا تو وبلاگاشون از همشون خواهش کردم که بیان...

بگذریم...

وحیدم رو یه روز بعد از تولدم دیدم...

شب تولدم از خدا فقط یه چیز خواستم...اونم این که وحید ، عزیزترین عزیز من...تولد من یادش باشه و با فرستادن یه اس ام اس کوچیک تولدم رو تبریک بگه...هر چه قدرم خشکو خالی...

روز تولدم از صبح همینطور منتظر بودم...

ساعت 8 صبح شد اما خبری نشد...گفتم حتما از خواب هنوز پا نشده...

خیلی نوشتم...اما همش پاک شد...

دیگه چشمام نمیتونه بنویسه...دستام هم خستس..

فقط بگم که اون شب هیچ خبری از وحید نشد و من ساعت ١٢:٣٠ شب با چشم گریون بهش گفتم که امروز تولدم بوده...

اونم عذر خواهی کرد و من گفتم فراموش کردم..

هر چی باشه عزیزمه...

فرداش هم با پیشنهاد اون همو دیدیم...و این شد بهترین هدیه...

سه شب پیش ازم پرسید :

- من این همه تو رو ناراحتت میکنم تو بازم میگی دوستم داری ؟ چرا ؟

منم واسش توضیح دادم که عزیزم...تو عشق منی...برام ارزش داری...بودنت برام ارزش داره...

گفتم تو عشق منو نشناختی واسه همین هم فکر میکنی به همین راحتی از بین میره...

وحید من...

شاید خیلی ننوسم...چون نمیتونم...نای نوشتن رو دیگه ندارم...

اما هیچ وقت اینو یادت نره که من همیشه یه جور عاشقتم...

عاشقتم و عاشقت میمونم...

وحید خوشبخت بشی...بخدا چیزی جز این نمیخوام...

این که ناراحت باشم طبیعیه..اما از دل از این که کنار عشقتی خوشحالم...

به خدا خوشحالیت برام مهمترین چیزه...که طاقت یه لحظه دیدن ناراحتیت رو ندارم...

ببخش اگه یه وقتایی ناراحتت کردم...هر چند سعی کردم هیچ وقت این کار رو نکنم...

وحید همیشگی دوستت دارم...

فراموش نمیکنم تو هم منو دوست داری...

 

عشق،عکس عاشقانه،عاشق،دل،خداحافظ،عزیزم،دوستت دارم،خاطره،خاطرات

/ 28 نظر / 33 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرین

يلدا يعنی يادمان باشد ، که زندگی آنقدر کوتاه است ، که يک دقيقه بيشتر با هم بودن را بايد جشن گرفت یلدا مبارک[گل]

vahid

اگه هنوز دنبال هديه ولنتاين هستي ما لوبياي سحرآميز رو بهتون پيشنهاد ميکنيم از دستش نديد ارزش 1 بار ديدنشو داره vasa.ir/shop

موهانا

یلدا، دختر سیاه موی بلند بالا، یادگار نام وطن، میوه پائیز ایران و عروس زمستان، در راه است. او را بر سفره مهر بنشانیم و با نسل فردا پیوندش دهیم. ایرانی بودن را فراموش نكنیم. یلدا مباركباد

Mojtaba

سلام اگر تمايل به تيادل لينك داريد وبلاگ بنده رو با نام (پاييز بهار) لينك كنيد وبه بنده خبر دهيد موفق باشيد [گل]

مریم هاشمی

سلام منم عاشق یکی بودم که اسمش وحید بود اما آخرش اون ازم برید و تنهام گذاشت . خیلی به م ریختم و مثل تو آرزو میکنم برگرده و دوباره دوسم داشته باشه . هر وقت به اسم وحید فکر میکنم قلبم مچاله می شه و فکر میکنم چطور اینهمه به هم توهین کردیم و لحظات رو از دست دادیم . امیدوارم وحید تو هم برگرده و دوست داشته باشه

هلنا

سلام وب خوبی دارید به منم سر بزنید

fatima

دل منم گرفته 3ماه شده كه از عشق دورم گفته بهت زنگ ميزنم اما... خدايا هر روز به اميد اينم الان زنگ ميزنه ولي...ديگه از انتظاري خسته شدم همش تسبيح دستم ميگيرم ودعا ميكنم واشك ميريزم دارم از دوريش نابود ميشم از همه كس نااميدم من فقط اونو ميخوام 3ماه كه از خونه بيرون نرفتم افسردم خيلي خستم بايد چيكاركنم برگرده پيشم؟؟؟؟

عاشق

از ته قلبم متاسفم .... میدونم چی میگی .... از ته قلب آرزو دارم دوستت داشته باشه.

زهره

سلام.عزیزم.منم مثل تو عاشق یکیم البته اونم عاشق منه اما قسمت نشد به هم برسیم چون بردارم منو به عقددوستش در اورد .زندگیم خیلی بده دارم خیلی زجر میکشم از نبودنش[گریه]

هلیا

سلام اسم عشقه منم وحیده و متاسفانه امشب نامزدیشه با این که میدونه من دیوانشم عشقمه زندگیمه نفسمه نمیدونم چکار کنم خیلی هم نامزدشو دوست داره.......هه......هیشکی حاله منو نداره.....